تبليغات X


مرمر آبی ما !

۲ نظر

علیرضا مجیدی در وبلاگش در مورد مرمر آبی و نسخه جدیدش که ناسا منتشرش کرده نوشته ، متن این نوشته رو می تونید اینجا بخونید ، با دیدن این عکس یک چیزی به ذهنم رسید و بسیار ناخودآگاه دلم گرفت . این کره زیبای آبی رنگ  میزبان میلیاردها زندگی است ، میلیون میلیون عشق ، [...]




درد دل یک وبلاگ نویس

۱ نظر

نمیدونم چقدر تجربه وبلاگداری!،دارین ؟! ولی به هر حال اگه یه چند سالی این رو تجربه کرده باشین می تونین منظور منو درک کنین ، که وبلاگ به مانند یک قیف سر گشاد و با قابلیت اتمام می مونه و مثل اینه که بخوای از اون،از طرف سر گشادش استفاده کنی .اوایل همه چیز راحته [...]




نوستالژی

۱۶ نظر

نیاز به تجدید قوا و آرامش که پیدا میکنم ، ناخودآگاه یاد خانه قدیمی مادربزرگم می افتم ، فرصتی بیابم حتماً گذرم به آنجا می افتد ، قدم به کوچه که می گذارم گویی در ودیوار و دانه دانه آجرهای آن برایم از خاطرات می گویند . در کوچک آبی رنگ خانه با دو پله [...]




بعد از بارانت را شکر !

۶ نظر

بعد از چند روز بارانی ، شفافیت و طراوت محیط اطراف بسیار شادی بخش و زیباست. طراوت و روشنی صبح آفتابی ، بعد باران ، را با چیزی نمی توان جایگزین کرد . حس خوبی که به من دست می دهد را نمی توانم به خوبی بیان کنم . حس آزادی و رهایی،جوانی و طراوت،عشق [...]




خسته بود …

۱ نظر

خسته کنار صندوق صدقه ایستاد. دست برد و از جیب کوچک اش سکه ای بیرون آورد. در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد: صدقه عمر را زیاد می کند!!! … منصرف شد ..




قراری است بین من و دل

۴ نظر

روبروی چشمانت دست و پا گم کرده ای بیش نیستم،بود و نبود و شوق جوانی را با چشمانت پیوند زده ای.بودنشان به مانند در یک باغ در فصل بهار است ، باغی نجیب و سر سبز که به پر باری خود نمی نازد ،چشمانی که بی شک سهم عشق خواهند شد،نمی توانم چشم بردارم از [...]




دلتنگی و تنهایی

۶ نظر

بعضی کلمات شاید در بدو توجه و از نظر لغتی هم معنی هم نباشند ، ولی وقتی بدون استدلال دستوری و از روی آنچه که تاکنون درک کرده ای به آن توجه میکنی ، می بینی که نه تنها مترادف هستند که حتی با هم نسبت و آشنایی دیرینه ای دارند. میگویم تنهایم و تنهایی [...]