بایگانی برای آبان, ۱۳۸۷

دوستی " تا " نداره

۵ نظر

من یه شکلات گذاشتم تو دستش…اون یه شکلات گذاشت توی دستم… من بچه بودم …اون هم بچه بود…سرم رو بالا کردم…سرش رو بالا کرد… دید که منو میشناسه…خندیدم…گفت “دوستیم؟”…گفتم “دوست دوست”… گفت “تا کجا؟”…گفتم “دوستی که تا نداره”…گفت “تا مرگ!”… خندیدم و گفتم “من که گفتم تا نداره”…گفت “باشه.تا بعد از مرگ!”… گفتم “نه.نه.نه!تا نداره!…گفت [...]




هرگز نگرد نیست ، سزاوار مرد نیست

بدون نظر

در پشت چار چرخه ی فرسوده ای، کسی خطی نوشته بود: من گشته ام نبود! تو دیگر نگرد نیست‌! این آیه ی ملال در من هزار مرتبه تکرارگشت وگشت چشمم برای این همه سرگشتگی گریست کاش می شد چون دوست در برابر خود می نشاندمش تا عرصه ی بگو مگوی، می کشاندمش: در جست وجوی [...]




بهترین دوران زندگی من …

بدون نظر

هیچ چیز ارزشمند تر از همین امروز نیست      گوته پانزدهم ژوئن بود و من تا دو روز دیگر وارد سی سالگی می شدم. واردشدن به دهه جدیدی از دوران زندگیم نگران کننده بود. چون می ترسیدم بهترین دوران زندگیم را پشت سر گذاشته ام.  عادت جاری و روزانه ام این بود که هر روز قبل از [...]




داستان دو خط موازی

بدون نظر

دو خط موازى زاییـده شدندپسرکى در کلاس درس آنها را روى کاغذ کشید ، آن وقت دو ‏خط موازىچشمشــان به هم افتاد و در همان یک نگاه قلبشـان تپیـد و مهر یکدیگر را در ‏سینه جای دادند… خط اولى گفت : ما مى توانیم زندگی خوبی داشته باشیم و خط دومی ‏از هیجان لــرزید. خط اولی [...]




خوشبختی

بدون نظر

همه ما خودمان را چنین متقاعد میکنیم که با ازدواج زندگی بهتری خواهیم داشت، وقتی بچه دار شویم بهتر خواهد شد، و با به دنیا آمدن بچه‌های بعدی زندگی بهتر… ولی وقتی می‌بینیم کودکانمان به توجه مداوم نیازمندند، خسته میشویم. بهتر است صبر کنیم تا بزرگتر شوند. فرزندان ما که به سن نوجوانی میرسند، باز [...]




خاطرات …

بدون نظر

باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم و در غربت دل حسرت بوسه هستی سوزت باز من ماندم و یک مشت هوس باز من ماندم و یک مشت امید یاد آن پرتو سوزنده عشق که ز چشمت به دل من تابید باز در خلوت من دست خیال صورت شاد [...]




… و من عاشقانه پاییز را دوست دارم

۲ نظر

پاییز را دوست دارم… بخاطر غریب و بی صدا آمدنش بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش بخاطر رفتن و رفتن… و خیس شدن زیر باران های پاییزی بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها بخاطر غروب [...]