
من دراین سرماى یخبندان چه گویم با دل سردت؟
من چه گویم ای زمستان با نگاه قهرپروردت؟
با قیام سبزه ها از خاک
با طلوع چشمه ها از سنگ
با سلام دلپذیر صبح
با گریز ابر خشم آهنگ
سینه ام را باز خواهم کرد
همره بال پرستوها
عطر پنهان مانده اندیشه هایم را
من چه گویم ای زمستان با نگاه قهرپروردت؟
با قیام سبزه ها از خاک
با طلوع چشمه ها از سنگ
با سلام دلپذیر صبح
با گریز ابر خشم آهنگ
سینه ام را باز خواهم کرد
همره بال پرستوها
عطر پنهان مانده اندیشه هایم را
باز در پرواز خواهم کرد.

یکى دو روز دیگر از پگاه
چو چشم باز می کنى
زمانه زیرو رو
زمینه پر نگار می شود.
نگار من
امید نوبهار من
لبی به خنده باز کن
ببین چگونه از گلی
خزان باغ ما بهار میشود.
چو چشم باز می کنى
زمانه زیرو رو
زمینه پر نگار می شود.
نگار من
امید نوبهار من
لبی به خنده باز کن
ببین چگونه از گلی
خزان باغ ما بهار میشود.
ای بهار، ای میهمان دیر آینده
کم کمک این خانه آماده است
تک درخت خانه همسایه ما هم
برگ هاى تازه ای داده است
درین بهار… آه
چه یادها
چه حرف هاى ناتمام
دل پر آرزوچو شاخ پر شکوفه باردار می شود.
کم کمک این خانه آماده است
تک درخت خانه همسایه ما هم
برگ هاى تازه ای داده است
درین بهار… آه
چه یادها
چه حرف هاى ناتمام
دل پر آرزوچو شاخ پر شکوفه باردار می شود.

گر بهار آید
گر بهار آرزو روزى به بار آید
این زمین هاى سراسر لوت
باغ خواهد شد
سینه این تپه هاى سنگ
از لهیب لاله ها پر داغ خواهد شد.
گر بهار آرزو روزى به بار آید
این زمین هاى سراسر لوت
باغ خواهد شد
سینه این تپه هاى سنگ
از لهیب لاله ها پر داغ خواهد شد.

اى دوست داشتن!
پنهان ترین بهار
آتش بکش ، زبانه بکش ، گل کن عاقبت
باشد به بوى تو
بار دگر صبورترین مرغ این جهان
آواز برکند!
پنهان ترین بهار
آتش بکش ، زبانه بکش ، گل کن عاقبت
باشد به بوى تو
بار دگر صبورترین مرغ این جهان
آواز برکند!







