بایگانی برای تیر, ۱۳۸۸

متشکرم که پاره‌ای از زندگی من شده ای

بدون نظر

آدمها برای یک مقصود ، یک دوره خاص یا برای همیشه پا به زندگی شما می گذارندوقتی بدانید که کدام یک  هستند، خواهید دانست که برای آن فرد چه بایدبکنید وقتی شخصی به خاطر مقصودی به زندگی شما می آید، معمولاً برای آن است که نیازی را که بیان داشته اید برآورده سازد آنها آمده [...]




می نویسم د ی د ا ر …

۱ نظر

مدتهاست که برای نوشتن پست جدید در یک چندراهی قرار گرفتم ، در ذهنم چیزی می گذرد ولی نمی خواهم بر زبان بیاورم .پس از چیز دیگری می نویسم ولی همچنان حرف دلم ناگفته مانده . گفتم که بعضی حرفها برای نگفتن است . می خواهم از دوستی بنویسم و لاغیر . رابطه ای بدون [...]




خدایا …

بدون نظر

دلم می خواست یه پست جدید بزارم . یه داستان شاید … نه حوصله این کار رو ندارم ، به خودم نگاه می کنم می بینم که حوصله خوندن یه داستان رو ندارم ، حس می کنم شاید برای دیگرون هم جذاب نباشه پس داستان نه … میرم سراغ آرشیو عکسهام . چه عکس های [...]




برقص ولی ، من را هم ببین

بدون نظر

آیا تا به حال به کودکان نگریسته اید در حالیکه به بازی “چرخ چرخ” مشغولند؟ و یا به صدای باران گوش فرا داده اید، آن زمان که قطراتش به زمین برخورد می کند؟ تا بحال بدنبال پروانه ای دویده اید، آن زمان که نامنظم و بی هدف به چپ و راست پرواز می کند؟ یا [...]