بایگانی برای شهریور, ۱۳۸۸

برای کاسب ها !!!

۲ نظر



محبت و لطف به هم را دریغ نکنید ، نعماتی هستند که پایانی ندارند .

بدون نظر

در سال ۱۹۷۴ مجله “گاید پست” گزارش مردی را نوشت که برای کوهپیمایی به کوهستان رفته بود.ناگهان برف و کولاک او را غافلگیر کرد و در نتیجه راهش را گم کرد. از آنجا که برای چنین شرایطی پوشاک مناسبی همراه نداشت، می‌دانست که هرچه سریعتر باید پناهگاهی بیابد، در غیر اینصورت یخ می‌زند و می‌میرد. [...]




اندوه رنگ

بدون نظر

می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو راز این اندوه بی آرام نتواند نهفت می روی خاموش و می پیچد به گوش خسته ام آنچه با من لرزش لبهای بی تاب تو گفت چیست ای دلدار این اندوه بی آرام چیست کز نگاهت می تراود نازدار و شرمگین ؟ آه می لرزد دلم از [...]




پایان یک عشق …

بدون نظر

  مطلبی در باب عشق و دوستی ، چیزی که زیاد دربارش مطلب بر روی وبلاگ گذاشتم . چیزی که همیشه و در همه حال ما انسانها به اون نیاز داریم .




آقا تو بیا …

بدون نظر

از دوری تو غمین و نالان هستیم وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم




زندگی را اینگونه می بینم …

بدون نظر

چون می گذرد غمی نیست .اگر هم هست باید ادامه داد . راهی برای بازگشت نیست . زندگی رو این طور ساخته اند .




ببار ای بارون … ببار

بدون نظر

ببار ای بارون ببار‎ با دلُم گریه کن، خون ببار‎ در شبای تیره چون زلف یار‎ بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون‎