این آینه در فکر شکستن نیست

خاطره نویس نیستم ، از صبح به این فکر بودم که یه خورده امروز راجع به افزونه های فایرفاکس بنویسم .بعد به فکر داستانی افتادم که خیلی دلم می خواد روی وبلاگ بزارمش ولی یه خورده این دست اون دست می کنم .
ولی هیچ کدوم نشد .
دلم گفت بنویس .
دستم به فرمان من نیست تا بنویسه اونچه که در دلم میگذره .
دایره محیطی اطرافم رو خیلی کوچیک کردم .
دیگه فکر کنم با خودم هم درددل نمی کنم .چه برسه به اینکه جایی و با کسی بیان کنم .
دوستی می گفت عادت کردم به اینکه به خودم بگم این نیز بگذرد ،
وای به حال ما که این جور تسلیم شرایطیم .
چی بگذرد؟ ، واقعاً برام دردآور بود شنیدن این جمله .
همیشه راه حلی هست . راه فراری هست .
کوچه بن بست هم راهی به بیرون داره ، اون هم رد شدن از روی دیواره .
چرا این کار رو می کنیم .چرا باید بگیم این نیز بگذرد .
این عمر ماست ، روزها و شبهای عمر ماست که می گذرد .
من یک بار زندگی می کنم و دوست دارم تا جایی که می شود و به کسی آسیبی نمی رساند
آنگونه زندگی کنم که می خواهم ، این حق طبیعی منه
فایدش چیه که پای عبور از روی دیوار باشی ولی وقتی پای دیگه لنگ میزنه و وزن خودش رو هم نمی تونه تحمل کنه
چاره ای جز توقف و ایستادن زیر دیوار نیست …
زیر دیوارم .
با حسرت بهش نگاه می کنم .حسرتی به دلم موند می دونم که اگه یه خورده همت می کردم می تونستم با صدای بلند بخندم .طوری که سینه ام از شدت خنده سوزش بگیره.
ولی الان با حسرت می بینم که نه تنها از دیوار نگذشتم که تازه ، پای دیگه من رو هم ازم گرفتن .وای…


دانلود ترانه : هویت
به اشتراك بگذاريد :

نوشته های مرتبط

دیدگاه خود را به ما بگویید.

~X( [-( X-( B-) @-) >> >:D< >:) =P~ =D> =; =)) =(( <:-P ;;) ;) :گل :| :^o :X :D :> :-w :-h :-bd :-SS :-S :-P :-O :-B :-? :-/ :-* :-& :)) :) :(( :( 8-} 8-> .:. #:-S