زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای صبحانه را برای شب درست کند و من به خاطر می آورم شبی را که او صبحانه ای، پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، تهیه کرده بود. در آن شب،مادرم یک بشقاب تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بی نهایت سوخته در جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم که ببینم آیا هیچ کسی متوجه شده است! با این وجود، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به سوی بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود.
بایگانی برای بهمن, ۱۳۸۸
به جرات میتوان گفت این افزونه یکی از بهترین افزونههای تولید شده برای فایرفاکس است، اگر امنیت فایرفاکس را ۱۰۰ در نظر بگیریم با نصب این افزونه امنیت فایرفاکس به ۵۰۰ خواهد رسید.
این فرشته ساده است و خط خطی ست سر به زیر و یک کمی خجالتی ست بوی سیب می دهد ، لباس او دامنش حریر سبز و صورتی ست گوشواره هایش از ستاره است
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم.
کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود.کاش همان کودکی بودیم که حرف هایش را از نگاهش می توان خواند.
کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود.
کاش قلب ها در چهره بود.
معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست ؟من پشیمانم بگو پایان آن سوگند چیست ؟ گاه اگر از دوست پیغامی نیاید بهتر است. داستان هایی که مردم از تو می گویند چیست ؟ خود قضاوت کن اگر درمان دردم عشق توست این سر آشفته و این قلب ناخرسند چیست ؟
می نشینم روی این نیمکت دونفره و فکر می کنم به همه چیز به خدایی که خیلی وقت است گم شده ، خدا را می توان همه جور پرستید..و من این گونه حالا که دارم می روم..بگذار همه حرفهایم را بدون سانسور بزنم…حتی آنهایی را که از ترس دلگیر شدن نگفتم..بی گمان این گونه بیشتر [...]