بایگانی برای فروردین, ۱۳۸۹

Fuzzy Time افزونه ای برای نمایش زمان بصورت عامیانه

بدون نظر

این افزونه بعد از نصب در نوار پایینی مرورگر شما قرار می گیرد و زمان را به صورت عامیانه به شما نشان می دهد .بعد از نصب افزونه زبان نمایش را بر روی persian تنظیم کنید و نوع نمایش را بر روی عامیانه بگذارید . حال لازم نیست که در میان اعداد ساعت خود را گیر بیاندازید .




قضاوت سریع و شتابزده آفتی برای یک رابطه

بدون نظر

چند روزی است که موضوعی ذهن مرا مشغول کرده , راه گریزی هم برای آن ندارم .مگر آنکه خود به خود کمرنگ شود .

دوران دانشجویی یکی از شیرین ترین سالهای عمر هر انسان است
. آنهایی که پایشان به دانشگاه باز شده و چند سالی را در محیط دانشگاه گذرانده اند
می دانند که من چه می گویم .مخصوصاً اگر این دوران را در شهری دور از محل سکونت خود
گذرانده باشی .البته معمول قضیه اینگونه است که تا از نعمتی فاصله نگیری
قدر آن را نمی دانی .




دلخوشم با …

بدون نظر

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست.

قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست.




خر ما از کره گی دم نداشت (یک داستان قدیمی)

۳ نظر

مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون کشیدن آن درمانده.برای کمک کردن دست در دُم خر زده , زور زد. دُم از جای کنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست که “تاوان بده”!

مرد به قصد فرار به کوچه‌یی دوید، بن بست یافت. خود را به خانه‌یی درافگند. زنی آنجا کنار حوض خانه چیزی می‌شست و حامله بود. از آن هیاهو و آواز در بترسید، سِقط کرد. صاحبِ خانه نیز با صاحب خر هم آواز شد




بارانی بارید و گردوغبار خاطرات را پاک کرد .

بدون نظر

باران زیبایی بارید این دو روز اخیر , هوا بسیار لطیف شده .بهار و بارون و خیابانهای خیس , جز حس قشنگ دوست داشتن چیزی رو در من تحریک نمی کنه . بعد سالها دیروز در خانه مادربزرگ دور هم جمع شدیم , خانه ای با حیاطی کوچک که بخش عظیمی از کودکی من در [...]




Auto Copy افزونه ای دیگر برای تنبل ها

بدون نظر

افزونه امروز رسماً متعلق به تنبل هاست و کار کپی کردن را برای شما راحت می کند .بعد از نصب این افزونه فقط کافیست تا متن و نوشته ای را انتخاب کنید , این افزونه آن را برای شما کپی می کند و نیازی نیست که شما چیزی را کپی کنید و بعد از انتخاب می توانید به جای مورد نظر رفته و آن را paste کنید همین !




امید کسی را نا امید نکن

بدون نظر

ابوریحان بیرونی در خانه یکی از بزرگان نیشابور میهمان بود از هشتی ورودی خانه، صدای او را می شنید که در حال نصیحت و اندرز است.
مردی به دوست ابوریحان می گفت هر روز نقشی بر دکان خود افزون کنم و گلدانی خوشبوتر از پیش در پیشگاهش بگذارم بلکه عشقم از آن گذرد و به زندگیم باز آید . و دوست ابوریحان او را نصیحت کرده که عمر کوتاست و عقل , تعلل را درست نمی داند آن زن اگر تو را می خواست حتما پس از سالها باز می گشت پس یقین دان دل در گروی مردی دیگر دارد و تو باید به فکر آینده خویش باشی .