این گفته را ” دربست ” قبول ندارم .
تنهایی را می پسندم ولی نه همیشه .
هرگاه که خسته از روزگاری برای اینکه خود را بازیابی کنی , تنهایی لازم است .
آدمها گاهی وقتها باید زیپ دهانشان را ببندند و حرف نزنند گاهی وقتها بایددو ساعت یک نفس از کوه بالا بروند و صدایی نشنوند گاهی آدمها مثل آب برکه میشوند و نباید در آنها سنگ انداخت و مواجشان کنی . وقتی که جمعی با هم به سوی جهت باد حرکت می کنند و تو راه را در خلاف جهت باد می یابی , تنهایی لازم است .
وقتی که برای ( او ) دلتنگی و جایش را با چیزی نتوانستی پُر کنی , تنهایی لازم است .
وقتی که اشتباهی کرده ای و خود از کرده خویش پشیمانی , باید با خود خلوت کنی .
درست است که موجودات اجتماعی هستیم , ولی گه گاه برای ساعتی تنهایی , دلتنگ می شویم .
کاش که حس کنی تنهایی من خلایی است که با حضور تو , پُر می شود .
این ” تو ” را شخصی نکیند . می تواند هریک از شماها باشید .
هریک که با شیرینی لبخند خود برای دل این حقیر شادی می آورید .
و چه خوب است هنگامی که از تنهایی برمی گردیم برای دوستان دلتنگ باشیم .
و این هنگامی میسر است که تو جایی در قلبم برای خودت دست و پا کرده باشی.
جواب سلامم را بده , منی که از تنهایی برگشته ام .








