پروازم آرزوست …


دل ما غیر ممکن می خواهد ، پر پرواز می خواهد ، دیده ای چه بی خیال در آسمان به این سو وآن سو می پرند ، پرندگان را می گویم ، مدتهاست که دلم یک جفت بال می خواهد ، یاد داستان اولدوز و کلاغ ها افتادم چقدر دلم می خواهد این کتاب داستان را دوباره مرور کنم .

دلم دوستی با پرندگان را می خواهد . دیده ای آزاد می پرند بدون اینکه محدودیت ارتفاع داشته باشند ، شاید برای آنها مضحک باشد که روزی قوانین خودمان را برای آنها شرح دهیم . شاید قوانین ما به زبان آنها اینگونه باشد :

پرواز از ارتفاع مشخصی به بالا با کسب مجوز مجاز است .به هنگام پریدن با پرنده های دیگر باید از نسبت مناسبی با آنها برخوردار باشی ، یا حتماً سر و همسر باشید و یا اینکه از یک لانه در آمده باشید یعنی از یک پدر ومادر باشید در غیر این صورت جای سئوال پیش می آید .

به هنگام پرواز بوق نزنید ، ببخشید یعنی زیاد سروصدا نکنید. بر روی هر درختی نمی توانید بنشینید . ابتدا یا ان شاخه را بخرید و یا اگر مبلغ مورد نظر را ندارید اجاره اش را بدهید . هر (گونه و رنگ) پری نمی توانید داشته باشید ، حتی المقدور از رنگهایی استفاده کنید که زیاد به چشم نیاید .

نمی دانم …

مورد زیاد است . دلم آزادی آنها رامی خواهد . سالهای سال است پاییز که می شود پرندگان مهاجر از فراز شهرمان کوچ می کنند و به مناطق دیگر می روند ، همیشه با شنیدن صدای آواز دسته جمعی آنها هر کجا که باشم کارم را رها کرده و به پروازشان خیره می شوم . چه زیباست …مهاجرت.

دل ما دوستی پرنده وار می خواهد. می خواهد بپرد و چرخی در آسمان بزند ، هم آوازی داشته باشد و با او مرزها را رد کند با او حصار زندگی انسانی را برچیند . شب هنگام بر روی هر درختی که پیش آمد بخوابد. صبح زودتر از هر انسانی از خواب برخیزد همیشه زیبایی سحر
را حس کند بدون اینکه به او گفته باشند که باید واجبات را در این زمان به جای بیاوری .

حرف زیاد است ، زبان به دهان می گیرم .یادم نرفته که اینجا دنیای انسان ها است و هرچیزی را نمی توان به زبان آورد.
به اشتراك بگذاريد :

نوشته های مرتبط

  • نوشتۀ مرتبطی پیدا نشد

دیدگاه خود را به ما بگویید.

~X( [-( X-( B-) @-) >> >:D< >:) =P~ =D> =; =)) =(( <:-P ;;) ;) :گل :| :^o :X :D :> :-w :-h :-bd :-SS :-S :-P :-O :-B :-? :-/ :-* :-& :)) :) :(( :( 8-} 8-> .:. #:-S