خانه ای بود که چند سالی اجاره کرده بودیمش، وبلاگ سابقم را می گویم . بعد از چرخی که در اینترنت زدیم و دیدن چند خانه و صاحب خانه سر از بلاگفا در آوردم
اول می خواستم پرشین بلاگی بشوم ، بعد اینکه شنیدم هک شده و بعد از هک شدن حال و روز خوشی ندارد ،پشیمان شدم . میهن بلاگی شدم ، به دلم ننشست . در آن مواقع صاحب خانه هنوز دستی به سروگوش سیستم میهن بلاگ نکشیده بود و با امروز تفاوت داشت ، به دلم ننشست .
در نهایت بلاگفایی شدم . ساده بود و برای من که چیزی از زندگی مجازی نمی دانستم ، همه چیز بود . در همین محیط ساده هم در اوایل با ترس کلیک می کردم ، خب خودم بودم و خودم ، راهنمایی نداشتم .
بعد راه و چاه را یاد گرفتم . نقشه خانه دست من افتاد . می دانستم چه می کنم . حتی کدها را هم به میل خود جابه جا می کردم .
مدتی گذشت دیگر ترس مرا گرفته بود که صاحب خانه مستاجرانش را فراموش کرده ، خودم را دلداری می دادم ، شاید سر سال نشده ، دستی به سر سیستم بلاگفا بکشند ، ولی امان از راکد بودن بلاگفا . قد کشیدن بقیه سیستمها را میدیم و حسرت می خوردم
حسرت می خورم که می توانند برچسب بگذارند .
دسته بتدی ها را در هر مطلب با لینک مشخص کنند .( من این کار را در بلااگفا دستی انجام می دادم )
فضایی برای آپلود دارند . شده برای آپلود عکس چند کیلوبایتی برای پستی از وبلاگ اینترنت را زیر و رو کنید ؟
نظرات هر مطلب را در زیر همان مطلب نمایش می دهند . چقدر عاشق این امکان هستم .
مطالب پر بازدید را مشخص می کنند تا در لابلای مطالب جدیدتر گم نشوند .
نوشته های مرتبط را نشان می دهند.
جایی برای نوشتن یادگاری دارند و ده ها امکان دیگه…
دیگر جا برای من تنگ شده بود . حال می خواستم از خانه ای که در آن راه و رسم زندگی مجازی را آموخته بودم مهاجرت کنم نمی دانستم که چه کنم . خانه ام زندان من شده بود .
می خواستند که به زور بمانم ولی اگر دستی به سر و گوش سیستم وبلاگ می کشیدند ، همه می ماندند . ماندن زورکی نبود .
آرزوی خانه ای شخصی را داشتم و در نهایت با کلی مشقله ، بلاگهایی شدم .
هنوز سرمست زیبایی ها و امکانات خانه جدید هستم . هرچند هنوز دلم و خاطراتم در بلاگفاست و نگرانم که دوستان و همسایه گان بلاگفایی مرا در خانه جدید همراهی نکنند و به دیدنم نیایند .









مثل اوضاع من البته مال من خیلی پیچیده تر از اینجاست . میهن بلاگ، بلاگر، بلاگفا، همه اینا بودم. بلاگر هم خوبه بد نیس. ولی خب به بلاگها عادت کردم گفتم برگردم
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در شهریور ۸م, ۱۳۸۹ ۵:۳۳ ب.ظ:
خوشحالم که هستی
[پاسخ]
مطمئن باش هر کی بخواد باهات باشه می یاد هر جا بری.
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در شهریور ۸م, ۱۳۸۹ ۵:۳۳ ب.ظ:
ممنون
حق با تو هست
[پاسخ]
یه مزیت دیگه داره اینجا نسبت به بلاگر و بلاگفا بگم چیه؟ لازم نیست کد برای ارسال نظر بزنی و یا هی ادرس و نمایه بدی. راحت تره
[پاسخ]
فعلا منتظریم که این ابزارک درست شه.
[پاسخ]
=D>
احسنت!
البته منم دارم بلاگهایی می شما! ۸->
یه کمم به من یاد بدین خب! من که هیچی از اینترنت و اینا حالیم نیست که! البته لطفتون تا به امروز زیاد شامل حالمون شده ها :> ولی این بلاگها یه کم فرق فوکوله
نمی دونستین سیدم؟! مطلب عید غدیر پارسالمو مگه نخونده بودین؟!
مواظب خودتون باشید.
خیلی التماس دعا
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در شهریور ۹م, ۱۳۸۹ ۷:۰۵ ق.ظ:
سلام به پارمیس
چشم تو بیا اینجا من کمک می کنم .
می دونی که هیچ وقت دریغ نداشتم .
نه نمی دونستم سیدی ، نمی دونم ، شاید یادم رفته بود
[پاسخ]
راستی اینو نمیدونم شنیدین یانه! چون خیلی دوستش دارم و محتاج دعام بدجور واستون میذارم:
شب عفو است و محتاج دعایم/
ز عمق دل دعایی کن برایم/
اگر امشب به معشوقت رسیدی/
خدا را در میان اشک دیدی/
کمی هم نزد او یادی ز ما کن/
کمی هم جای او ما را صدا کن/
بگو یا رب فلانی رو سیاهست/
دو دستش خالی و غرق گناهست/
بگو یا رب تویی دریای جوشان/
در اینشب رحمتت بر وی بنوشان…
خیلی التماس دعا
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در شهریور ۹م, ۱۳۸۹ ۷:۰۷ ق.ظ:
خیلی قشنگ بود
خیلی
ممنون ، برای من هم دعا کن نیاز دارم خیلی
[پاسخ]
مبارکه مهندس …. همت کردی؛ چون واقعاً کار سختیه! فقط یه سؤال: چه مزیتهایی در بلاگها بود که در وردپرس یا بلاگر ندیدی و سراغ بلاگها اومدی؟!؟!
ممنون.
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در شهریور ۹م, ۱۳۸۹ ۱:۲۲ ب.ظ:
سلام
راستش ورد پرس رو امتحان کردم خیلی خوبه
همین بلاگها هم برپایه وردپرس شکل گرفته ولی خب اینجا یه سری امکانات رو به صورت پیش فرض داره که در وردپرس دات کام نبود و البته احتمالا در وردپرس فارسی میشه پیداش کرد ولی چون فیلتره پس ترجیح دادم به بلاگها بیام .
ارجحیت سیستم های مبتنی بر وردپرس نسبت به بقیه سیستم ها بر کسی پوشیده نیست و قصد نداشتم غیر از ورد پرس و یا بلاگها به سیستم دیگه ای مثل بلاگر برم
[پاسخ]
مرا یاد کن آن دم که خدا را می خوانی شاید به صداقت تو، من نیز اجابت شوم…
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در شهریور ۹م, ۱۳۸۹ ۱:۲۵ ب.ظ:
[پاسخ]
نگران نباش هستیم
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در شهریور ۹م, ۱۳۸۹ ۱:۲۶ ب.ظ:
ممنون شکر خدا که دوستان و همراهان خوبی مثل تو دارم
[پاسخ]