حلقه های زنجیر تا به هم پیوسته اند تشکیل زنجیر می دهند و در صورت گسستگی دیگر زنجیری وجود ندارد و به خودی خود شخصیتی ندارند . نمی دانم چقدر خاطره باز هستید و چقدر این مطلب را درک می کنید ولی اجزای تشکیل دهنده یک خاطره ، به مانند حلقه های یک زنجیر می ماند . پیوستگی بین این اجزا دوام خاطره را در ذهن بیشتر می کند . شده است مکانی را با چیزی یا نشانی از آن مکان بشناسید ؟ این یکی از حلقه های این زنجیر است در یاد ماندن مکانی به واسطه “چیزی “.حال برای من این قانون به شکلی دیگر هم هست ، مکانی را باشخصی به یاد می آورم .اگر اجزاء تشکیل دهنده یک ذهنیت دچار نقصان شوند ، آن موضوع در ذهن به اندوهی تبدیل می گردد که با به یادآوردنش تلخی و گسی خاصی را در ذهن مرور خواهی کرد .

به واسطه موضوعی که شاید ناخواسته درگیر آن شدم ، یکی از دوستان شاد و دوست داشتنی خود را از دست داده ام ، به نوعی دوری می کند و یا به شکلی عجیب قصد فراموشی این دوستی را دارد ، دلتنگی برای این دوست گه گاه باعث می شود که در حین استراحت کوتاهی که در میان ساعت کاری به خود می دهم ، مسیر خود را به سمت اتاق ایشان تغییر می دهم .دوستی ایی در میان نیست ولی هنوز یاد و خاطره این اتاق و مکان باعث مقداری آرامش می شود هرچند که طعم گس این حس ذهن را آزار می دهد . دوگانگی به وجود آمده هم تلخ است و هم مقداری آرام بخش. دلتنگ این دوست هستم و شاید او بی خبر از این دلتنگی .
ما انسانها در روابط خود با یکدیگر به نقاط مشترک و تفاوتهایی می رسیم . نقاط مشترک را که در زمان دوستی خرج می کنیم وای به زمانی که تفاوتهای بین دو نفر در یک رابطه مربوط به زمان بعد رابطه باشد ، یعنی ذهنیت یک طرف به فراموشی مشکل پیش آمده نظر داشته باشد و ذهن طرف مقابل به فراموشی دوستی.








واسه بیان احساس ما آدما چقدر دستمون بسته اس
ناچار خیلی از حس ها رو با طعمهای تلخ و شیرین توصیف میکنیم
گسی هم میماند برای احساس های موهوم که حتی خود آدم هم نمیدونه چی هستن
نیما جان این حس بعید نیست در وجود اون دوست هم به وجود اومده باشه. خدا رو چه دیدی دوستی دوباره ازسر گرفته شد. زندگی شیرین شود
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در مهر ۲۳م, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۷ ب.ظ:
حق با شماست .حس ها رو نمیشه زیاد شاخ و برگ داد . مجبوریم که بگیم یا تلخند و یا شیرین .
حس گسی هم که ب هقول تو می ماند برای شرایطی که نمی دانی چه بکنی و چه هستند .
نمی دونم … شاید این حس رو کم یا بیش داشته باشه … نمی دونم
فقط می دونم که چه راحت روابطی رو که بر اساس یک علاقه و حسی زیبا شکل گرفته ندید میگیره
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در مهر ۲۳م, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۹ ب.ظ:
همیشه این طور فکر کردم و می کنم که یک بار متولد میشم و یک بار حق زندگی دارم
مسیر جوانی تا پیری رو هم واقعا با سرعت زیادی طی می کنم
کاش همه این مسائل رو می دیدن و قدر لحظه ها و دقایقی رو که میشه از یک دوستی و یک لبخند لذت برد رو می دونستن د
[پاسخ]
ارتباط برقرار کردن با آدمها هم کار سختیه و هم مشکل … جنبه مشکلش اونجاست که رابطه ای گسسته شده و حالا باز بخواد جوش بخوره … یا حس بدی شکل گرفته باشه و بخواد اون رو پاک کنی و از خاطر ببری … ولی سادگیش در اینه که آدمها بالاخص جاهایی که مجبورند مثل سربازی یا زندان، سریع نقاط اشتراک هم رو پیدا می کنند و میدونند اصلاً نباید سراغ اختلافات برن و رابطه خوبی میسازند …
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۹ ق.ظ:
حق با شماست .
پایدار باشی
[پاسخ]
سلام
فراموشی؟؟؟؟؟؟؟؟
چیزی که فعلا باید با اون یه قسمتی از خاطرات ذهنی ام رو باهاش پاک کنم…
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۸۹ ۳:۰۵ ب.ظ:
به امید روزهای بهتر برای شما
[پاسخ]
سلام مهندس
چه بد که دوستتون این دوستی رو می خواد به دست فراموشی بسپاره!
نمیدونم علت این جدایی چی بوده!اما چه خوب میشد که شما کاری میکردین که اون به هدفش نرسه!!
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۸۹ ۲:۰۵ ب.ظ:
من سعی کردم ولی جوابی نگرفتم .
در کل وقتی به عرض و طول این دوستی ها نگاه می کنم و به عمر انسان و اینکه جوانی و پیری همسایگانی هستند که بسیار به هم نزدیکند ، بسیار تاسف می خورم زندگی را که یکبار در مسیری که تقریباًبه دست خودمان است می پیماییمش اینگونه با خصومت بگذرانیم
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در مهر ۲۴م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۴ ب.ظ:
چقدر جالب گفتی : چه خوب میشد که شما کاری میکردین که اون به هدفش نرسه
[پاسخ]
دوستی را نباید گدایی کرد …
اگر می خواهد فراموش کند … بگذار بکند! زیرا او اصلن دوست نبوده اس.
درود …
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در مهر ۲۵م, ۱۳۸۹ ۵:۱۷ ق.ظ:
سلام به درویش عزیز
سعی کردم دوستی را گدایی نکنم . چند بار سعی به درست کردن ذهنیت کردم و برای پایان دادن به این مسئله پا پیش گذاشتم ولی خب چون درست نشد کار دیگه ای نکردم .نمی خواستم غرور او و من با هم نابود کننده یک رابطه باشند
البته در این موضوع که اصلا دوست نبوده است و دلایلی که می شود برای این موضوع برشمرد هم فکر کرده ام
ممنون . پایدار باشی
[پاسخ]
در اینکه من جالب حرف میزنم شکی نیست
[پاسخ]