دل تنگم , دلتنگ زیبایی غروب دریا , ساحل گرگ و میش و دریای آرام , که بر خلاف ظاهر آرامش دنیایی از داستان و نگفته در خود دارد .هر موجش چیزی را به همراه خود دارد فقط باید گوشت شنونده صدای آن باشد. ساحل آرام , موج های کوچک و نوازش گر ساحل , برخلاف تمام قلقلک این کار , به آرامی کفش هایم را در می آورم و پاهایم را با تردید در مرز خیسی ساحل و دریا می گذارم , چه زیبا نوازش گریست موج های کوچکت .
غروب است غروب اینجا متفاوت است با آنچه که در شهر می گذرد , ناخوداگاه دلت می گیرد . نمی دانی چه می خواهی , یا نمی خواهی در ذهن مرورش کنی .چشم هایم آب می افتد .ترکیب موج های آرام و رنگ نارنجی غروب و نسیم ملایم که بوی شن ساحل و نی زار را با خود دارد , حتماً چشم هایت را خیس خواهد کرد, دلتنگی غروب دریا زیاد بهانه نمی خواهد. به دوردست خیره می شوم , جایی که دریا با خطی نارنجی از آسمان جدا می شود ,خورشید به آرامی پایین می رود تا داستانی را در جای دیگر شروع کند . ضربان قلبم را حس می کنم , چیزی در درون من قلیان می کند دلتنگی مبهم غروب قصه تلخ تمام زیبایی هایست که در ذهن به یادگار مانده و خاطره اش باقی است .
قدمهایم را در امتداد ساحل بر جای پایی امتداد یافته در طول ساحل می گذارم . موج های ساحل جای پا را پاک کرده , می ایستم نگاهی به اطراف می اندازم , دور شده ام ,شب شده و باد در نی زار های اطراف ساحل می پیچد, امروز رازی بود بین منو ساحل دریا , باید برگردم , چیزی را در ساحل جا گذاشته ام شاید دوباره برگردم









چه شاعرانه .
غروب غم انگیزه … شمال دوست داری؟ خیلی وقته نرفتم
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در آبان ۱۶م, ۱۳۸۹ ۱۲:۱۶ ق.ظ:
شمال ایران رو به شدت دوست دارم
البته یکی از دلایلش اینه که درشمال زندگی می کنم .
این رو هم بعد از یک غروب در ساحل دریا نوشتم
[پاسخ]
خوش به حالتون مهندس ۸->
هر وقت ارده کنین میتونین این غروب زیبا رو از نزدیک ببینین
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در آبان ۱۶م, ۱۳۸۹ ۱۲:۱۹ ق.ظ:
البته خیلی کم پیش میاد که دریا برم
شاید باور نکنی حدود یک سالی میشد که دریا رو ندیده بودم
[پاسخ]
سلام دوست گلم… خوشبحالت… چه جای خوبی زندگی می کنی…
هم شمال.. هم غروب و نوشتن درباره آنرا دوست دارم…. قلب و قلمت
همیشه پراز احساس دریایی دوست من…
کنار دریا رفتی، عوض منهم دریا و غروبش را به نظاره بنشین
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در آبان ۱۶م, ۱۳۸۹ ۲:۵۵ ب.ظ:
ممنون کیمیا
بابت اونچه که برای من نوشتی
[پاسخ]
سفر شمال، تفریح نیست؛ زندگیه! خود نفس کشیدنه … لازمه تا رو حت صاف شه … قذم زدن تو ساحل، شنیدن صدای دریا، دیدن خط افق، دریای طوفانی، … همه اینها دل آدم رو پرواز میده …
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در آبان ۱۶م, ۱۳۸۹ ۲:۵۶ ب.ظ:
درود
به درک زیبایی از طبیعت رسیدی
[پاسخ]
سلام
دلهره هایت را به باد بده ، اینجا دلی هست که برای آرامشت دستی به آسمان دارد
چه زیبا و با احساس توصیف کردی اون لحظات ناب رو
شب خوش[گل]
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در آبان ۱۸م, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۸ ب.ظ:
ممنون لیلا
خوش باشی
[پاسخ]
سلام
غروب دریا غم انگیزه
اما گاهی اوقات آدم با دیدنش به شوق می یاد
[پاسخ]
سلام
وای چقدر دوس داشتم الان ساحل بودم،غروب های دریا واقعآ زیباست
شاد باشید
[پاسخ]
سلام
نگارنده ی این متن خودتون بودین، اینطور نیست؟!
احسنت… =D>
بابت تبریک تولد و حضور دوباره تون برای خوانش متن سپاس
همیشه باشید
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در آبان ۲۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۰ ق.ظ:
سلام به پارمیس عزیز
بله نویسنده خودم بودم .چطور ؟
خواهش می کنم
[پاسخ]
سلام مهندس عزیز…….واقعا این غروب و دریا مال شمال بود؟ باورم نشد راستش اینقدر زیبا و رویایی بود…کجای شمال هست عزیز؟ جای ما رو هم پر میکردی عزیز؟
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در آبان ۲۲م, ۱۳۸۹ ۹:۴۷ ق.ظ:
کوه و جنگل و دریا و رودخانه
هرکجا ترکیب اینها رو یافتی حتما به مناظر بسیار زیبایی میرسی .
بدبختانه اکثر ما ایرانی ها فکر می کنیم که شمال یعنی چالوس و رامسر و خزرشهر در حالی که زیبایی های شمال در مناطقی است که اگر یک بلد و محلی همراه شما باشد حتما از لذت شما را میخکوب می کند .
در گوگل دریاچه شورمست را سرچ کن ببین چقدر رویایی و زیباست .باور نمی کنی که در ایران باشد
[پاسخ]
هزار آفرین =D> 8->
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در آذر ۹م, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۴ ب.ظ:
خواهش
[پاسخ]
ساحل رو دوست دارم ……..
خوش بحالت که هر وقت بخوای داریش..
خوب مینویسی
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در دی ۱۵م, ۱۳۹۰ ۶:۳۵ ب.ظ:
[پاسخ]