کودک درونم خطاکاری است که از کرده خود خجل است و دوست دارد که به چشم همان کودک خام دیروز به آن نگاه کنی . می ترسم ، می ترسم از گناهان خواسته و ناخواسته ای که مرتکب می شوم .می ترسم برای جواب های نداشته ام در مقابل اعمال خود .یاد می آورم قول [...]
بایگانی برای اسفند, ۱۳۸۹
بعد از مدتها که بخش کامپیوتر و اینترنت رو تقریباً رها کرده بودم ، امروز قصد معرفی یک سایت جالب رو دارم . تاکنون شده به دنبال نام شخص خاصی اینترنت را زیر و رو کرده باشید . خب ، امیدوارم نتیجه لازم رو هم گرفته باشین . یکی از راه حل های موجود استفاده [...]
“این ترک نیست به رخسارهی ما”،آینه گفت. “چین پیری است…” تو گفتی“… که به سیمای شماست!” بغض او پر شد و در چشم زلالش ترکید: – “از غم تست شیاری که به پیشانیِ ماست!” روی برگرداندی و اندوه تو بر گونه چکید چشم گریان تو بر چهرهی دیوار افتاد پاره سنگی چو دل از سینهی [...]
از کودکی ما را با داستان خو داده اند،داستانهایی کودکانه،خواه ثقیل و خواه ساده،خواه اینکه از روی کتاب های داستان برای ما خوانده شده باشند یا اینکه دهان به دهان نقل شده باشند،اما نکته مشترک همه آنها چیزی است که بشر از ابتدای خلقت تاکنون بارها آن را لمس کرده ، در ابتدای هر داستان [...]
شده است … شده است دلت بگیرد و دوایی برای دلتنگی ات نداشته باشی . دوای دردت ، خود درد باشد. یادی در دلت زنده باشد و زنده بودنش آزارت دهد . شده است به امید چشمانی بمانی که نگاه را از تو دریغ می کنند . شده است که در حسرت نقش بستن در [...]
وقتی به پیری می رسی،دیگه نمی تونی مشقهای غلط زندگیتو پاک بکنی و دوباره بنویسی! پس بهتره مشقهات را با دقت بنویسی که لازم نباشه پاکشون کنی! آخ خدا حالا که مشقهامو با دقت نگاه می کنم می بینم خیلی جاها اشتباه نوشتم ولی معلمم همینطوری اونها را خط زده و رفته پی کارش. دریغ [...]