شده است …
شده است دلت بگیرد و دوایی برای دلتنگی ات نداشته باشی .
دوای دردت ، خود درد باشد.
یادی در دلت زنده باشد و زنده بودنش آزارت دهد .
شده است به امید چشمانی بمانی که نگاه را از تو دریغ می کنند .
شده است که در حسرت نقش بستن در چشمانی فسونگر ، افسوس بخوری ، خجالت بکشی ز خیال خام خود .
شده است …
شده است که برای صدای خنده ایی دلتنگ شوی
بجویی ، خنده های دیگران را ، تا صدایی آشنا بشنوی .
وبعد از شنیدن صدای آشنا،آه حسرتی بر لبانت جاری شود .
شده است عاشق صدای خنده ایی خاص بشوی.
شده است …
شده است شیطنت های یک دوست را مثل یک خاطره خوش حفظ کرده باشی
شده است که در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته باشی و چاره ایی نداشته باشی
شده است …
شده است دوست کوچکت ، مدافع بزرگی برایت در مقابل رفتارهای دیگران بوده باشد
شده است حامی بزرگ خودت را از دست داده باشی.
شده است …
شده است برای شکلات های کوچکی که از دستانی کوچک می گرفتی دلتنگ بشوی
شده است عرض چیزی برایت بزرگتر از طول آن بوده باشد .
شده است …
شده است غنچه ای نشکفته را پر پر کنی
شده است …
شده است قلب یخی ات ، گرم شود
شده است عاشق بشوی









سلام
شده است دلت بگیرد و دوای درد آن را ندانی
شده است اشک مهلت پاک کردن گونه های خیس ات را ندهد
شده است زندگی را بخواهی و نخواهی
شده است بی عشقی را سرمشق زندگیت کنی
شده است…
متن قشنگی بود
شاد باشید و سلامت
در پناه خدا
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در اسفند ۳م, ۱۳۸۹ ۱۰:۲۷ ب.ظ:
خواهش میکنم
شده های شما هم زیباست
درود
[پاسخ]
سلام نیما جان…اینها همه حس زنده بودن به آدم میده…امیدوارم دلت همیشه از یک عشق بزرگ گرم باشه
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در اسفند ۴م, ۱۳۸۹ ۱:۲۵ ب.ظ:
ممنون
[پاسخ]
درود به همگی
شده های زندگی ما خیلی تکراری شدن ، تقریبا همه ی این شده ها در زندگی ما اتفاق میفتن ، اما من میخوام از شده های دیگه ای حرف بزنم که به این شده های زیبا و گاه درد آور بی ربط نیستن :
شده به یکی بگی دوستت دارم اونم به دروغ ؟
شده از دیدن چشمای یه نفر اشک تو چشات جمع بشه ولی هیچ وقت بهش نگی دوستت دارم ؟
شده احساست رو پنهان کنی؟
شده قبلت از دوری کسی به درد بیاد اما وقتی خودشو می بینی بهش بی اعتنا باشی ؟
شده ….. و هزاران شده دیگر
ممنونم آقا نیما بخاطر مطالب خیلی زیباتون .
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در اسفند ۴م, ۱۳۸۹ ۱:۲۶ ب.ظ:
شده ها ی این مطلب رو زیباتر کردی
ممنون دوست من
درود
[پاسخ]
آقا نیما پیشاپیش روز ۵ اسفند یعنی روز مهندس رو بهتون تبریک میگم.
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در اسفند ۴م, ۱۳۸۹ ۱:۲۷ ب.ظ:
ممنونم
[پاسخ]
و این درست در زمانی اتفاق افتاده که نباید ….!!!!
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در اسفند ۴م, ۱۳۸۹ ۱:۲۸ ب.ظ:
عجب
باید ها و نباید ها رو ما تعیین می کنیم درصورتی که زندگی بدون توجه به باید های ما در مسیر خودش در جریانه
[پاسخ]
آری…
همه ی اینها شده است…
این روزها پرم از شدن های مکرر!
لبریزم از اشک…
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در اسفند ۵م, ۱۳۸۹ ۶:۱۹ ب.ظ:
نمبینم غمگین باشی
درود به دوست و همراه همیشگی این وبلاگ
[پاسخ]
گنجشک به خدا گفت:
لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم، سرپناه بی کسی، طوفان تو آن را از من گرفت! کجای دنیای تو را گرفته بود؟!
خدا گفت:
ماری در راه لانه ات بود؛ تو خواب بودی. باد را گفتم لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین دشمن برخواستی…
دیگه همه چیو سپردم به خدا!
راستی جاتون خالی مشهد بودم چند روزی… به یادتون بودم!
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در اسفند ۵م, ۱۳۸۹ ۶:۲۹ ب.ظ:
جدا ً منو یاد کردی ؟
خوشحالم …
بابت قلب پر مهرت
[پاسخ]
راستی روزتون مبارک
[پاسخ]
نیما پاسخ داده در اسفند ۵م, ۱۳۸۹ ۶:۳۲ ب.ظ:
ممنون
چه شوری به پا کردی در این وبلاگ
کلی شلوغ بازی کردی ها
خوشحالم بابت بودنت
[پاسخ]
سلام مهندس
۱- روزتون مبارک
۲- نمی دونم چرا گاهی تااین حد غمگین می نویسید
وقتی خودم ناراحت و دلگیرم اوضاع برام بهتره اما وقتی دیگران رو ناراحت می بینم احساس ناتوانی و سرگردانی بهم دست می ده
۳- شاید هم این فقط یک نوشته باشه و نباید جدی گرفته باشه
با آرزوی بهترین ها
[پاسخ]
شده است در جمع باشی و تنهاتر از همیشه!
شده است خنده تلخت از گریه غم انگیز تر باشد!
شده است برای دوستی دلتنگ شوی و غرورت اجازه ندهد دکمه سبز گوشی را بزنی!
شده است با عبور از یک کوچه ناگهان تمامی خاطرات با یک دوست از ذهنت عبور کند!
.
.
.
شده است برای نوشتن یک نظر مجبور شوی برای چند دقیقه هم که شده کمی جدی باشی!!!
[پاسخ]