کتابهای جلد شده و دفتر هایی که با سلیقه مرتب شده بودند ،بر روی میز تحریر اتاق کوچکم ، مدادهای نتراشیده و پاک کن هایی که هنوز بر اثر کربن مداد ، سیاه نشده اند ، بوی نویی کیف مدرسه و نگرانی شروع سال جدید تحصیلی ، نگرانی بابت شروعی تازه ، معلمانی جدید و [...]
بایگانی برای شهریور, ۱۳۹۰
یک خانم روسی و یک آقای آمریکایی با هم ازدواج کردند و زندگی شادی را در سانفرانسیسکو آغاز کردند .طفلکی خانم ، زبان انگلیسی بلد نبود اما می توانست با شوهرش ارتباط برقرار کند.یک روز او برای خرید ران مرغ به مغازه رفت.اما نمی دانست ران مرغ به زبان انگلیسی چه می شود . برای [...]
با twitterfeed مطالب وبلاگ خود را در شبکه های اجتماعی منتشر کنید .
بارها در فیس بوک و توییتر دیده ام که برای انتشار یک مطلب در این سایتها به صورت دستی عمل می کنند ، یعنی لینک مطلب را به همراه قسمتی از آن پست یا عکسی از مطلب ارسال می کنند ، که این عمل با اینکه متداول است ولی حرفه ای به نظر نمی رسد [...]
گذشت زمان قفلی بر دهانت می زند که شاید نتوانی مثل گذشته ات بگویی ، دیگر خیلی چیزها گفتنی نیستند،شاید سابق بر این گفتن احساست کاری ساده تر از امروزت بوده باشند ، ولی اکنون چنین انتظاری از تو نمی رود ، انتظار می رود متانت داشته باشی ، دل نبندی ، بزرگ باشی و [...]