بــا مـدعی مگـویـیـد، اسـرار عـشــق و مـسـتی تـــا بـی خــبــر بمیــرد، در درد خــود پــرســتی دوش آن صنم چه خوش گفت، در مجلس مغانم با کـافـران چـه کارَت، گـر بـت نــمی پـرســتـی
بایگانی برای دسته "تک ترانه من"
گذر زمان عمقی به خاطرات و زندگی ما میدهد . پاره شدن ریسمانی که این خاطرات را با مبنای آن پیوند میدهد,خلاء ای برای ما ایجاد می کند , بعضی خاطرات را با جدیدتر و تازه تر آن جایگزین می کنیم ولی به واقع بعضی از قسمتهای آرشیو ذهن ما باچیزی قابل جایگزینی نیستند .گذر [...]
پیدا شدم پیدا شدم پیدای نام پیدا شدم شیدا شدم من او بودم من او شدم با او بودم بی او شدم در عشق او چون او شدم زین رو چونین بی سو شدم در عشق او چون او شدم چون او چون او چون او شدم شیدا شدم پیدا شدم
دل تنگم , دلتنگ زیبایی غروب دریا , ساحل گرگ و میش و دریای آرام , که بر خلاف ظاهر آرامش دنیایی از داستان و نگفته در خود دارد .هر موجش چیزی را به همراه خود دارد فقط باید گوشت شنونده صدای آن باشد.
گه گاه یافتن یک ترانه که باهاش همراه باشی مثل یک اتفاق نو و یک حس تازه می تونه باشه . حسی که ازش لذت ببری و دوست داشته باشی تکرارش کنی . امروز حس من ، حس این ترانه است.بعضی مواقع یک ترانه می تونه پنجره ای به روی آنچه که نمی خواهی بگویی باز کنه .
نی حدیث راه پر خون می کند
قصه های عشق مجنون می کند
در غم ما روزها ، بی گاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت ، گو رو ، باک نیست
تو بمان ، تو بمان ، ای آن که چون تو پاک نیست