تبليغات X


بایگانی برای دسته "عشق است"

شقایق

۱ نظر

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه ومن بی تاب [...]




بعد از بارانت را شکر !

۶ نظر

بعد از چند روز بارانی ، شفافیت و طراوت محیط اطراف بسیار شادی بخش و زیباست. طراوت و روشنی صبح آفتابی ، بعد باران ، را با چیزی نمی توان جایگزین کرد . حس خوبی که به من دست می دهد را نمی توانم به خوبی بیان کنم . حس آزادی و رهایی،جوانی و طراوت،عشق [...]




قراری است بین من و دل

۴ نظر

روبروی چشمانت دست و پا گم کرده ای بیش نیستم،بود و نبود و شوق جوانی را با چشمانت پیوند زده ای.بودنشان به مانند در یک باغ در فصل بهار است ، باغی نجیب و سر سبز که به پر باری خود نمی نازد ،چشمانی که بی شک سهم عشق خواهند شد،نمی توانم چشم بردارم از [...]




مشق عشق

۱۵ نظر

صدای باران به مانند نغمه ای خوش به گوش میرسد ، از خواب بیدار می شوم ، باران از ناودان شکسته به داخل حلبی زنگ زده ای میریزد که ناخودآگاه و ناخواسته در زیر ناودان قرار گرفته . چشم هایم مقداری تاریک و روشن است ، هنوز به روشنایی صبح عادت نکرده ، غلت می [...]




درود …

۵ نظر

درود برتو که عاطفه و احساس ر ا پاس می داری  و دل در گرو یک نگاه سپرده ای  ، غم را می شناسی  و با یاد و نام دوست دل خوشی .درود بر تو که حسرت گرمای دستی را در دل داری  و با هیچ چیز نمی توانی  این حس را جبران کنی .با [...]




با تو یا بدون تو

۱۱ نظر

با تو یا بدون تو ، مسئله است ، می دانی ؟ زندگی دو وجه شده است ، قسمتی از آن که با تو می گذرد و بخشی دیگر که در نبود تو زمان به بطالت می رود .بودن با تو را با چه می توان تفسیر کرد ، با کدام کلام ، کدام جمله [...]




باران

۱۷ نظر

بهار امسال به واقع بهاری بود .امروز هم به مانند بسیاری از روزهای دیگر بهار امسال بارانی است و چه سرخوشم از این همه عشق و لطافت ، از اینهمه لطف و طراوت باران . امروز هم  باران با سخاوت می بارد ،دریغ ندارد ، به همه سهمی می رساند هوای ملایم و سبز بهار [...]