گاهی لازم است برای چیزهایی دلیل بیاوری که تا پیش از این خود به صورت یک اصل ، بی بدیل بوده اند ، گاهی باید بعضی قراردادها را تجدید کنی ، باید در بعضی ها رفوضه شوی . بعضی ها را قبول کنی که اشتباه کرده ای و به سختی در آرزوی برگشت باشی. گاهی [...]
بایگانی برای دسته "گاه نامه"
کتابهای جلد شده و دفتر هایی که با سلیقه مرتب شده بودند ،بر روی میز تحریر اتاق کوچکم ، مدادهای نتراشیده و پاک کن هایی که هنوز بر اثر کربن مداد ، سیاه نشده اند ، بوی نویی کیف مدرسه و نگرانی شروع سال جدید تحصیلی ، نگرانی بابت شروعی تازه
طبیعت زیبای ایران و شمال ایران و یک دوربین عکاسی دیجیتال ، چیزی است که اگر به همراه وقت و حوصله و دل خوش با من پیوند بخورند ، بهترین لحظات برایم خلق می شوند ،
موجوداتی هستیم که در بعضی مواقع نمی خواهیم واقعیتها را بپذیریم و به سختی با آن کنار می آییم ، ولی باید قبول کنیم که قدرت فرار از واقعیت بر هیچ کسی ممکن نیست .اینگونه است که باید بپذیرم وارد دهه چهارم زندگی شده ام ، قبولش دردناک است ، ولی واقعیتی غیر قابل انکار [...]
مدتی است که نمی نویسم ، تاریخ مطلب قبلی کاملا بیان کننده سکوت حاکم بر این جاست ، سکوتی که بر دلم حاکم شده ،
بهار امسال به واقع بهاری بود .امروز هم به مانند بسیاری از روزهای دیگر بهار امسال بارانی است و چه سرخوشم از این همه عشق و لطافت ، از اینهمه لطف و طراوت باران . امروز هم باران با سخاوت می بارد ،دریغ ندارد ،
گذر زمان عمقی به خاطرات و زندگی ما میدهد . پاره شدن ریسمانی که این خاطرات را با مبنای آن پیوند میدهد,خلاء ای برای ما ایجاد می کند , بعضی خاطرات را با جدیدتر و تازه تر آن جایگزین می کنیم ولی به واقع بعضی از قسمتهای آرشیو ذهن ما باچیزی قابل جایگزینی نیستند .گذر [...]