اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ، دلگیر مباش که نه تو گنهکاری نه او . او دلش برای پذیرش مهربانی تنگ است.گناه از او نیست، تو هم با تمام مهربانیت زیباترین معصوم دنیایی، پس خود را گنهکار نبین.
بایگانی برای دسته "یک مقدار تفکر"
نشسته ام وبه این فکر میکنم زمانی مطلبی را خواندم که ( دوستی “تا” نداره ) از این نوشته خوشم آمد و شد یکی از پست های وبلاگ .
ده چیزی که امروز به خاطر آنها ناراحتید ولی ده سال دیگر به یادشان هم نخواهید آورد!
بعضی وقت ها چیزهای کوچک اعصاب ما را بی خودی و زیادی خورد می کنند. بعضی ها هم کلاً این اخلاق را دارند که هر مشکلی را فاجعه ببینند و فقط دنبال بهانه می گردند برای ناراحت بودن. چیز هایی که واقعآ چند ساعت هم اهمیت ندارند چه برسد به ده سال! وقتی واقعآ تاثیر بدی در زندگی دراز مدت شما نخواهند داشت چرا باید بی خود روز خود و اطرافیان تان را تلخ کنید؟
این عکسی است که فضا پیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان میدهد.
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم.
کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود.کاش همان کودکی بودیم که حرف هایش را از نگاهش می توان خواند.
کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود.
کاش قلب ها در چهره بود.
چسب ضربدری روی شیشه ها ، آژیر قرمز ، ضد هوایی پناهگاه ، صدای آمبولانس دفترچه بسیج، قحطی شیر و کره و موز و ….
گرویی شیشههای نوشابه، هاچ زنبورعسل، پلنگ صورتی، آدامس خروس نشان، مداد شیر نشان، پاککنهای بد پاککن، کاغذ کاهی،