نوشته‌های با برچسب ‘ارد بزرگ’

امید کسی را نا امید نکن

بدون نظر

ابوریحان بیرونی در خانه یکی از بزرگان نیشابور میهمان بود از هشتی ورودی خانه، صدای او را می شنید که در حال نصیحت و اندرز است.
مردی به دوست ابوریحان می گفت هر روز نقشی بر دکان خود افزون کنم و گلدانی خوشبوتر از پیش در پیشگاهش بگذارم بلکه عشقم از آن گذرد و به زندگیم باز آید . و دوست ابوریحان او را نصیحت کرده که عمر کوتاست و عقل , تعلل را درست نمی داند آن زن اگر تو را می خواست حتما پس از سالها باز می گشت پس یقین دان دل در گروی مردی دیگر دارد و تو باید به فکر آینده خویش باشی .




آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند .

بدون نظر

وقتی سپاهیان خسته از راهی دراز به کنار رودخانه رسیدند پیکری آویخته بر تکه سنگی در میانه رودخانه دیدند .او را که از آب بیرون کشیدند .
از دروازه مرگ بازگشته بود …
چهار روز در میان آبهای رودخانه ایی مهیب و سیاه بر روی تکه سنگی که تنها می توانست سرش را از آب بیرون نهد …




کوتاه از نادرشاه

بدون نظر

خورشید در میانه آسمان بود که سپاهیان نادرشاه افشار وارد دهلی شدند به پادشاه ایران زمین گفتند اجازه می دهید وارد قصر پادشاه هند محمد گورکانی شویم؟ نادرشاه گفت: اینجا نیامده ایم پی تخت و تاج، بگردید و مزدوران اشرف افغان را  بیابید. هشتصد مزدور اشرف، که بیست سال ایران را ویران ساخته بودند را [...]