نوشته‌های با برچسب ‘نگاه’

درود …

۵ نظر

درود برتو که عاطفه و احساس ر ا پاس می داری  و دل در گرو یک نگاه سپرده ای  ، غم را می شناسی  و با یاد و نام دوست دل خوشی .درود بر تو که حسرت گرمای دستی را در دل داری  و با هیچ چیز نمی توانی  این حس را جبران کنی .با [...]




آمد ، امّا …

۲ نظر

آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود نقش عشق و آرزو از چهره دل شسته بود عکس شیدایی در آن آیینه شیدا نبود




نگاه

۱۱ نظر

ساده بگویم نگاه زاده علاقه است ،




نگاه تو …

بدون نظر

نشسته ام باز کنار تو ، باز اومدی سراغم نگاه تو ، روشن شبای بی چراغم




برگ از درخت خسته میشه ، پاییز همش بهونست

بدون نظر

ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر بر من منگر تاب نگاه تو ندارم بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم ای رفته ز دل ، راست بگو !‌ بهر چه امشب با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟ گر [...]




ای حضرت نگاه

۲ نظر

پیش از رسول چشم تو نیز پیغمبران همه تکذیب می شدند . معجزه نام دیگر چشمهای توست . تو آنچنان به سحر و شعبده نزدیکی که هنوز ننشسته نگران برخاستنت می شوم و هنوز نیامده نگران رفتنت . چشمت اگر نه آب حیات است  پس چرا با بستن دریچه دیدارت انگیزه حیات به اتمام می [...]